تبليغاتX
وقتی که ... - عاقبت روباه مكار و گرگ ناقلا !
خیال خوبیها درمان بدیها نیست بلکه صدچندان برزشتی آنها می افزاید

يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچكس نبود

يه روز سرد زمستوني تو تحريريه يكي از روزنامه هاي صبح ايران بين 3 تا از خبرنگارا جر و بحث افتاد و بقيه هم خودشونو انداختن وسط و خلاصه جنجالي شد که تا ساعت 9 شب به صورت پيدا و پنهان ادامه داشت تا اينكه يكي از اين 3 نفر در كمال احتياط و دور از چشم بقیه " اس ام اسي" رو به آقاي سردبير زد با اين مضمون :

سلام ... اگر مي خوايد بدونيد كه خبرنگارا چه جوري دارن زير آب شما رو مي زنن مخصوصا رضا و حميد يه سري تو تحريريه بزنيد و با چشم خودتون ببینید که چه حرفهایی پشت شما درآوردن. فقط عجله کنید شاید دیر بشه .

اما از بد حادثه شركت مخابرات اين "اس ام اس" رو ساعت 2 بامداد به موبايل سردبير ارسال كرد و آقاي سردبير كه چندوقتي بود صندلي خودش رو در خطر مي ديد همون ساعت شال و كلاه كرد و به تحريريه اومد چون فكر مي كرد "توطئه چي ها" هنوز از روزنامه بيرون نرفتن و در اون ساعت می خوان كاري بكنن كارستون !

آقای سردبیر وقتي با در بسته روزنامه و البته تحريريه مواجه شد با عصبانيت به خونه اش برگشت اما ظهر فردا زننده "اس ام اس" رو به دفترش احضار كرد و با "تيپا"(شاید هم اوردنگی بود!) از روزنامه اخراجش كرد چرا كه فكر مي كرد زننده اس ام اس قصد شوخي با آقاي سردبير رو داشته ! هرچند آقای سردبیر نمی دونست که یک هفته بعد از این جریان خودش هم باید از این روزنامه بره (تازه ما هم باید بریم !)

خوب عزيزان من قصه ما به سر رسيد كلاغي هم تو قصه نبود كه به خونه اش برسه !

حرف1-سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم/ چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم / اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم / اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم / اگر دشنه دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، پرده ایم / گواهی بخواهید اینک گواه همین زخمهایی که نشمرده ایم / دلی سرلبند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر برده ایم (قیصر امین پور ) "سال گذشته بود که شعری از قیصر در همین وبلاگ کار کردم اما این کجا و آن کجا ... "

 حرف2- جريان بالا كاملا حقيقت داشت و نوشتم تا آئينه عبرتي باشه براي تو و امثال تو كه قصدتون فقط زيرآب زنيه تو تحريريه در ضمن اين جريان واسه پارساله اميد كه بتونم همكاراي سابقم رو هم تو وبلاگم ببينم ... این هم آخرین سروده من : دوستت دارم مجددا / مي خواي بگي كه من خرم ! / دوستت دارم قد هويج / اين دفعه گيرم مثل پيچ !!!

حرف3- موسويان كيست؟

الف) او يك فرشته بود

ب)مردي كه موش شد

ج)رئیس انجمن خرید و فروش هسته و لوازم (نصب در محل با گارانتی - به یک همکار خانم نیازمندیم!!!)  

د) سرمربي تيم ملي فوتبال جزاير قناري

حرف4- اگر جنگ بشه اجازه مي دي بيام تو زيرزمين خونه تون قايم بشم !؟

+ نوشته شده در ساعت توسط کاوه |



zirtitr :: پایگاه خبری فارسی زبان یوفا ::