<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وقتی که ... </title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/</link>
<description>خیال خوبیها درمان بدیها نیست بلکه صدچندان برزشتی آنها می افزاید</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Jan 2008 23:58:21 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>در من بمان نه با من ! </title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT size=1&gt;تقدیم به &lt;A href=&quot;http://negahbanmordab.blogfa.com/&quot;&gt;نیلو اعتمادی &lt;/A&gt;که حرفی برای گفتن باقی نگذاشت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتی آسانسور، به یاد خودم افتادم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به یاد تمام دقایقی که مثل یک مسافر آسانسور ، آن هم آسانسوری که در طبقه هزارمش تسمه پاره کرده و با سرعت نمی دانم چند صد کیلومتر در ساعت به سمت زمین می آید افتادم. سقوط آن هم بی آنکه رنگ صعود را دیده باشی هم لذتی دارد ها ! مگر نه ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتی احمق، به یاد خودم افتادم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به یاد تمام معشوقه هایی که کنارم بودند و دوستشان داشتم بیشتر از بستنی قیفی حتی! آنهایی که لمسشان می کردم و آنهایی که برایم کتاب می خریدند چون من عاشق مسکن بودم و قرصهایی که جای لالایی مادرم را گرفتند و من احمق شدم به همین سادگی ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتی دیوار، به یاد خودم افتادم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به یاد تمام دیوارهایی که به آنها تکیه کردم و چقدر کاغذی ... چقدر سست. انگار از جنس کاغذ روزنامه بودند پر از غلط های املایی، انشایی، دینی و دنیوی ! ما را چه به دین ما را چه به دنیا همین گوشه امن تر از زندان آن بی پدر و مادر هاست. من اینجا راحت ترم لابه لای همین دیوارها البته دفتر شعرم پر شده است از &quot;می گریزم ز هر چه دیوار است تا به جایی که سبز و پر بار است&quot; اما چه کنم که همه اینها یک حماقت محض است با چاشنی رویا ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتی غرور، به یاد خودم افتادم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوباره و چند باره فیلم &quot;مسافران مهتاب&quot; را دیدم و چقدر دل پیچه داشتم! حالم از این دنیا به هم می خورد به هم که نه تک تک می خورد ! کاش من همان نمکی بودم... نه نه ! کاش من نمکی نبودم ! هنوز نفهمیدم نمکی هستم یا نه ولی خدا کند که بیایی ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتی موفقیت، یاد خودم افتادم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من و موفقیت؟! محال است محال... می دانی اگر هم موفق باشم موفقیتم غلط املایی دارد مثلا اینطوری است &quot;موفغیط&quot; ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتی فقر، یاد خودم افتادم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و یاد روزی که با پسرک آکاردئون به دوش ساندویچ خوردیم کوکتل پنیر با کوکاکولای خنک و سس کچاپ! بنده خدا نمی دانست کوکتل پنیر یعنی چه می گفت مگر صبحانه است و من بین خنده هایم متوجه شدم از او بدبخت ترم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتی خداحافظ، گفتم &quot;می روی ؟!&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف ۱- می مخور با همه کس تا مخورم خون جگر (حافظ) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۲ - کابوس پشت کابوس و این شد که ساعت ۳ صبح روز یکم بهمن ماه پست نوشتم. من اینجا را دوست دارم حتی بیشتر از ایران حتی بیشتر از تحریریه ... کارم زیاد است و امتحان دارم و سرم شلوغ است و اصلا هیچی به هیچی ! ... کاش می شد یکی با این زمان لعنتی صحبت می کرد بابا ول کن نیست همینطور میره جلو ! ... فکر کن همین !!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۳ - این کلام گوهربار از کیست؟ &quot;جورج بوش در سفر به منطقه شمشیر بازی کرد تا اسرائیلی ها را تحریک کند و آنها برادران فلسطینی ما را به شهادت برسانند !&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف) رئبس جمهور آنگولا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب) رئیس دولت خود گردان جزایر قناری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج) رئیس جمهوری که هم شهردار بود هم حراست هم حافظ منافع ملی هم دکتر و هم عادل &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د) جورج بوش خدا نشناس ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف ۴- دلت که تنگ شد سری به نوشته های در هم و برهم من بزن تا فکر خودکشی به ذهنت خطور کند ! موزیک متن &quot;می کشمت اگه یه روز&quot; ! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Jan 2008 23:58:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گاهی به آسمان و گاهی به زمین نگاه کن ! </title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و باز یک اس ام اس به یاد ماندنی از &quot;سالک&quot; : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;نانوا هم &quot;&lt;FONT size=3&gt;جوش شیرین&lt;/FONT&gt;&quot; می زند ... &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;                                           بیچاره &lt;FONT size=3&gt;فرهاد ...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۱- شما ما را گول زدید. آن پایین هیچی نمی شد پیدا کرد. آنجا حتی خودمان را هم فراموش کرده بودیم. شما زیادی از ما توقع داشتید. این درست نیست. (مصطفی مستور-عشق روی پیاده رو- هل من محیص؟ ) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۲- عاشق و شیفته مستور هستم و حیف که قول داده در این دولت دیگر کتابی ننویسد و کتابهایش را از بس خواندم از &quot;بر&quot; شدم... راستی چرا بعضی ها دوست دارند در اتومبیل خود &quot;نوحه حسینی&quot; را با صدای بلند گوش کنند؟ ... مدتی است بین سرمربی خارجی و داخلی گیر کردیم و اگر این موضوع هم حل شود - بعد از کشف بد حجابی- مشکلی در کشور نخواهیم داشت ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۳- چرا گاز برخی از شهرهای ایران قطع شد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف) قطع شد که شد مگر برادران و خواهران دینی ما در کشورهای دیگر گاز نمی خواهند ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب) قطع اش کردم که کور شین و موقع رای دادن چشمتون رو باز کنین ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج) خوب عزیز من حتما مشیات (!) الهی تو کار بوده دیگه وگرنه ما &quot;کرم&quot; نداریم گاز رو قطع کنیم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د) این که چیزی نیست من تو شاهرود یه پیرمردی رو می شناسم که ۹۲ سالشه ولی بلد نیست &quot;سه تار&quot; بزنه ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۴- اگر دانشمندان به تکنولوژی دست پیدا کنن که بتونن توسط اون تکنولوژی زمین رو ۸۳ درجه بچرخونن به نظر شما &quot;مومنان واقعی&quot; از کجا می تونن ساعات شرعی رو به اطلاع مردم عزیز و شهید پرور برسونن ؟! &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 227px; HEIGHT: 138px&quot; height=316 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://irapic.com/uploads/1200387251.jpg&quot; width=166 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Jan 2008 21:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بابا لنگ دراز ! </title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>سلام بابالنگ دراز خوبم ! اميدوارم كه حالت خوب باشه  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا لنگ دراز عزيز، اوضاع زندگيم يك كم بهم خورده آخه فكر مي كنم بين من و محيط اطرافم  شكاف بزرگي ايجاد شده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا لنگ دراز عزيز، تازه كتاب &lt;STRONG&gt;تسلي بخش هاي فلسفه&lt;/STRONG&gt; رو تموم كردم. كتابي كه گفتم &lt;STRONG&gt;سالك &lt;/STRONG&gt;بهم داده. بهتون پيشنهاد مي كنم حتما اين كتاب رو بخونيد چون فوق العاده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا لنگ دراز هفته گذشته چندبار از طرف سردبيرمون تشويق شدم و اين يعني تو كارم پيشرفت دارم البته فكر مي كنم دچار روزمرگي شده باشم و مطبوعات ايران هم عاشق اين روزمرگي هاست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا لنگ دراز خوبم، نمي دونم تا كي بايد به اين فكر كنم كه اين همه آدم دور و برم چطور دارن زندگي مي كنن. كجا مي رن، چي كار مي كنن، چقدر تو روز دروغ مي گن، چقدر حرف مفت مي زنن، چقدر سواد دارن، روزها به چي فكر مي كنن يا شب ها... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابالنگ دراز ديشب تو اخبار شنيدم پاكستاني ها (كشور دوست و همسايه ما)رئيس حزب مردمشون رو كشتن! فكر مي كنم تجربه تلخي باشه براي تاريخ چون ايران حالا از هر 4 سمت خودش ناامني رو حس مي كنه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابالنگ دراز دوست داشتني، جديدا همه بهم مي گن رفتي تو خودت! نمي دونم دقيقا كجا رفتم اما هر چي فكر مي كنم بيشتر گم مي شم. يه جايي يه كوچه اي يه ساعتهايي نمي دونم چه اتفاقي داره واسم مي افته اما اصلا حال و حوصله كسي رو ندارم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا لنگ دراز حتي وقتي تيم محبوبم هم قهرمان نيم فصل شد به اين فكر مي كردم كه الان تو كشورهاي آفريقايي بچه هاي ده دوازده ساله به چي مي خندن! مي بيني ، خيلي حالم بده ! &lt;BR&gt;بابا لنگ دراز مهربون، وقتي به آدمهايي كه 2500سال پيش زندگي مي كردن فكر مي كنم حتي ترانه هاي ابي هم يادم مي ره! اونها همه مردن و هيچ كس ازشون بعد از مرگ خبري نداره. حرف امروز و فردا نيست اما ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابالنگ دراز، راستي خدايي هم وجود داره؟ اگر هست پس بايد موجود جالبي باشه. آخه شوپنهاور مي گه: خلقت اين جهان نبايد كار موجودي مهربان باشد بلكه خالق اين دنيا كسي است كه از رنج كشيدن آدمها لذت مي برد ! راستی چرا این سوال رو پرسیدم ؟! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا لنگ دراز، چرا هيچ جوابي براي سوالها پيدا نمي شه ؟ چرا؟ البته مي دونم شما هم سوادت به اندازه منه ولي چرا بايد آدمها اين قدر احمق و جاهل باشن؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;بابا لنگ دراز عزيزم، يكي از دوستان بهم اس ام اس زد كه تا امروز بارها خوندمش: &lt;STRONG&gt;آدم شو ، احمق شو و عاشق شو!&lt;/STRONG&gt; ... فكر كن من هم روزي بايد عاشق شم ! و اين احمقانه است! حتي وقتي كه ...&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف ۱-ای لاله من ! تو می توانی ساعتی سرمست باشی با دیدن یک شیشه سرخ، یا گوهر سبز اما من از این رنگها بسیار دیدم (مهدی اخوان ثالث) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۲-سوژه خوبی بود اما خوب نپرورودنمش چون اصلا حال و حوصله نوشتن نداشتم! ... انواع و اقسام حماقت هایی که سر تا سر دنیا رو فراگرفته بخاطر نادانی هاست و چه بهتر که من و تو و همه به این حماقت ها بخندیم ... به دوست خوبم هومن جعفری تبریک می گم که خلاصه تونست حقش رو از مطبوعات ورزشی بگیره هرچند بسیار اندک اما ... اوضاع بسیار درب و داغونه چنانکه من نمی تونم حتی هفته ای یکبار هم به وبلاگم سر بزنم ... یا هق هق ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف ۳- ترور &quot; بی نظیر بوتو&quot; رئیس محبوب حزب مردم پاکستان کار چه گروهی بود؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف) گروه اول &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب) گروهک ترور بی نظیر بوتو !  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج) گروه موسیقی و تئاتر دفاع مقدس ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د) گروه مشاوران املاک بانو ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۴- امتحان کن: یک شب سرد زمستونی، روی پل عابر پیاده -جایی که کسی سکونت نداره و فقط ماشینها رفت و آمد می کنن- با سرعت بدو و با آخرین قدرتت داد بزن فریاد بکش و بعد به آدمهایی که نگاهت می کنن خیره شو !  (قول می دم یک هفته فشار و استرس از روی دوشت برداشته می شه ) &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Dec 2007 09:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زمانی بمیر ... ! </title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;صفر - صفر (نیمه اول) &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;... باز هم صدایش را بالاتر برد : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- آقاجان! اگر در ۶۰ ثانیه ۱۲ متر جابجا بشه در ۱۱۰ ثانیه چقدر جابجا می شه ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و ما هم مثل مجسمه ی بقراط ! بهش نگاه کردیم و لام تا کام حرف نزدیم تا بسوزد در جهل خویش ... &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;یک - صفر (نیمه اول) &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام ... من از طرف &quot;فلانی&quot; تماس می گیرم ایشون گفتم بهتون بگم نوشتن این چیزها تو &quot;فلان&quot; روزنامه نمی تونه منو تخریب کنه ! با تشکر&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;STRONG&gt;پایان نیمه اول !&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;دو - صفر (نیمه دوم) &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- خدا کند باران ببارد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- چرا ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- باران زیباست ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-آخر ، لعنتی ! می دانی همین زیبایی که تو از آن دم میزنی مایه خجالت پدرانی است که &quot;نادارایند&quot; و بچه هایی که سردشان می شود. آیا باز هم باران ببارد ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;دو - یک (نیمه دوم) &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا همه می گویند &quot;مطمئنی یا نه ؟ &quot; مثلا نمی گویند &quot;نامطمئنی یا آره ؟!&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;دو - دو (نیمه دوم) &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- همونطور که در تصویر می بینید پای راست بازیکن سفید به پای چپ بازیکن قرمز خورد و بازیکن سبز حدود یک متر از بازیکن زرد عقب تر بود . پس نتیجه می گیریم بازیکن آبی در آفساید بود ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۱) ذات هستی بشر یک اشتباه جبران ناپذیر بوده است &lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;( آرتور شوپنهاور)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۲) دارم از خستگی می میرم ... اقرار کن اعتراف کن بگو ! ... این بار دیگه قضیه خیلی جدیه ... هر کس توانایی داره باید به من کمک کنه تو نوشتن پروژه های پایان ترم ! ... خیر سرمون مثلا دانشجوییم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف ۳) به احترام &lt;A href=&quot;http://eistgah.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;رضا ولی زاده&lt;/A&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;(این بخش تا اطلاع ثانوی تعطیل است) &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف ۴) استاد تعطیل کن بریم برف بازی ! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 05 Dec 2007 23:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عاقبت روباه مكار و گرگ ناقلا !</title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچكس نبود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يه روز سرد زمستوني تو تحريريه يكي از روزنامه هاي صبح ايران بين 3 تا از خبرنگارا جر و بحث افتاد و بقيه هم خودشونو انداختن وسط و خلاصه جنجالي شد که تا ساعت 9 شب به صورت پيدا و پنهان ادامه داشت تا اينكه يكي از اين 3 نفر در كمال احتياط و دور از چشم بقیه &quot; اس ام اسي&quot; رو به آقاي سردبير زد با اين مضمون : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام ... اگر مي خوايد بدونيد كه خبرنگارا چه جوري دارن زير آب شما رو مي زنن مخصوصا رضا و حميد يه سري تو تحريريه بزنيد و با چشم خودتون ببینید که چه حرفهایی پشت شما درآوردن. فقط عجله کنید شاید دیر بشه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما از بد حادثه شركت مخابرات اين &quot;اس ام اس&quot; رو ساعت 2 بامداد به موبايل سردبير ارسال كرد و آقاي سردبير كه چندوقتي بود صندلي خودش رو در خطر مي ديد همون ساعت شال و كلاه كرد و به تحريريه اومد چون فكر مي كرد &lt;STRONG&gt;&quot;توطئه چي ها&quot;&lt;/STRONG&gt; هنوز از روزنامه بيرون نرفتن و در اون ساعت می خوان كاري بكنن كارستون !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای سردبیر وقتي با در بسته روزنامه و البته تحريريه مواجه شد با عصبانيت به خونه اش برگشت اما ظهر فردا زننده &quot;اس ام اس&quot; رو به دفترش احضار كرد و با &quot;تيپا&quot;(شاید هم اوردنگی بود!) از روزنامه اخراجش كرد چرا كه فكر مي كرد زننده اس ام اس قصد شوخي با آقاي سردبير رو داشته ! هرچند آقای سردبیر نمی دونست که یک هفته بعد از این جریان خودش هم باید از این روزنامه بره (تازه ما هم باید بریم !) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب عزيزان من قصه ما به سر رسيد كلاغي هم تو قصه نبود كه به خونه اش برسه ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف1-سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم/ چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم / اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم / اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم / اگر دشنه دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، پرده ایم / گواهی بخواهید اینک گواه همین زخمهایی که نشمرده ایم / دلی سرلبند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر برده ایم (&lt;A href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx?action=edit&amp;postid=11&quot; target=_blank&gt;قیصر امین پور &lt;/A&gt;) &quot;سال گذشته بود که شعری از قیصر در همین وبلاگ کار کردم اما این کجا و آن کجا ... &quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حرف2- جريان بالا كاملا حقيقت داشت و نوشتم تا آئينه عبرتي باشه براي تو و امثال تو كه قصدتون فقط زيرآب زنيه تو تحريريه در ضمن اين جريان واسه پارساله اميد كه بتونم همكاراي سابقم رو هم تو وبلاگم ببينم ... این هم آخرین سروده من : دوستت دارم مجددا / مي خواي بگي كه من خرم ! / دوستت دارم قد هويج / اين دفعه گيرم مثل پيچ !!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف3- موسويان كيست؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف) او يك فرشته بود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب)مردي كه موش شد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج)رئیس انجمن خرید و فروش هسته و لوازم (نصب در محل با گارانتی - به یک همکار خانم نیازمندیم!!!)  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د) سرمربي تيم ملي فوتبال جزاير قناري &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف4- اگر جنگ بشه اجازه مي دي بيام تو زيرزمين خونه تون قايم بشم !؟ &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Nov 2007 21:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>الفبای پاییزی ! </title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;الف)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;از این فصل متنفرم    &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ب)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;بدم میاد از سرما   &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;پاییز زشت و زرد و بی روح &lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ت)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;تنهایی و خرافه بافی    &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ث)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;ثلث سال اما کدر و تاریک   &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ج)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;جرم کلمات &quot;بایست و بریز&quot;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;چ)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;چرخ طبیعت پنچر است!   &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ح)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;حال مردن هم نیست   &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خ)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;خمار و دربه در کمی گرما    &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;د)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;دست بردار و برو ول بکن این میکده ی سر به سری...   &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ذ)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;ذات خاموشی و سرما ذاته بد ذات زمانه&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ر)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;راه پس به زمستان و راه پیش اندود   &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ز)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;زلف بر باد مده تا مبری بر بادم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ژ)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;ژولیده و ماسیده از میکده تا میدان...   
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 284px; HEIGHT: 163px&quot; height=325 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://irapic.com/uploads/1195521536.jpg&quot; width=357 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;س)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;سرماست فقط میونه حرفها  &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ش)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;شعله فکن بر قفس ای آه آتشین   &lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ص)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;صوفی، آن شهره شهرش که منم هر دم یاد...   &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ض)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;ضمیر دوم شخص مفردی و اما همیشه غایب   &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ط)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;طناز، تویی لیلی وقت و جهان مجنونت   &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ع)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;عالم پیر دگر بار جوان خواهد شد (زرشک!)   &lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;غ)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;غافل از قافله و قافله سالار تویی  &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ف)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;فصل بد دلتنگی، فصل گریه سر دادن، فصل بغض آخرها، فصل یاده تو هر دم   &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; ق)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار    &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ک)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;کی مهربونیت رو گرفت از من غرقابه درد   &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;گ)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;گریه و بغض و جدل یادگار سحره پاییزی     &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ل)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;لا لا لا لا گل پونه دل سردت تو زندونه  &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;م)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;من آن نیم که به مرگ طبیعی شوم هلاک وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم   &lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ن)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;نماز عشق را وضوی خون بایدت گرفت  &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;و)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;وقتی که بچه بودم در هر هزاران و یک شب یک قصه بس بود       &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ه)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;هوا می خوام هوا می خوام هوای تازه بهار عشق می خوام دلهره دیدن یار  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ی)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکی نبود ! &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 292px; HEIGHT: 167px&quot; height=59 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://irapic.com/uploads/1195547254.jpg&quot; width=243 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;حرف۱) &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;او در اين دنيا سه چيز را دوست داشت: &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;دعاي شامگاهي، طاووس سفید &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;و نقشه رنگ پريده آمريكا. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;و سه چيز را دوست نداشت: &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;گريه كودكان، &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;مرباي تمشك با چائي &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;و پرخاشجويي زنانه.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;.. و من همسر او بودم. &lt;A href=&quot;http://www.afarrokhi.blogfa.com/post-39.aspx&quot; target=_blank&gt;(آنا اخماتوا)&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;STRONG&gt;حرف۲)&lt;/STRONG&gt; من عاشق پراکنده نویسی ام و دنبال سوژه های بیخود ! &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;STRONG&gt;حرف۳)&lt;/STRONG&gt; اگر منتقدان دولت برغاله اند پس چه کسی &quot;خر&quot; است ؟  &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;الف) منه منه کله گنده ! &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;ب) خر و برغاله مهم نیست چون امسال ساله اتحاد ملی و انسجام اسلامیه ! &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;ج) خر چه داند قیمت نقل و نبات (گزینه ج اشتباه است !) &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;د) ده بیست و پونزده هزارو شصت و شونزده هر کی می گی شونزده نیسـ.... &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;STRONG&gt;حرف۴)&lt;/STRONG&gt; پریوش چه بد کرد غلط کرد شوهر کرد همه را در به در کرد ! &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;STRONG&gt;موزیک متن :&lt;/STRONG&gt; فرشته ها کنار رود بورژانس می میرند (اریک مانوئلیا) &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Nov 2007 23:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لعنت به NTFS و خیلی چیزهای دیگه ! </title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;لعنت به NTFS &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ديشب همه خاطراتم، عكسهام، فايلهام، نوشته هام،‌ طنزهام، نمونه كارهام، دعوتنامه هام، تحقيقات و پروژه هام، داستانك هام، مطالب و محفوضاتم كه از اينترنت قاپيده بودم، ترانه ها و شعرهاي رفقا، متون تاريخي، سياسي، ورزشي،‌ اقتصادي،‌ ادبيم، تحليل هاي سينماييم، روزنوشت هام، حساب و كتاب بانكيم و مخلص كلام هر چه داشتم و نداشتم بخاطر يك اشتباه كوچك از بين رفت. آخه همه رو ريخته بودم تو درايو D ولي از بد حادثه ! وقتي ويندوز رو REPAIR كردم تازه فهميدم كه رو سيستمم NTFS نصب بوده و ... &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;لعنت به پلوتون &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;تو يه كتاب طالع بيني خوندم &quot;متولدين آبان&quot; اسير سياره پلوتون هستن. يكي از ويژگيهاي متولدين اين ماه نگاه خيره اونها به محيط اطرافشونه. تابحال از اين قضيه بارها ضربه خوردم. مخصوصا اينكه مجبورم اكثر اوقات با اتوبوس واحد و مترو اينطرف و اونطرف برم و ناخودآگاه خيره مي شم به مردم! چندين بار اين اتفاق افتاده كه كسي بهم بگه :‌دادش چته؟ نگاه مي كني !؟ و من فقط بايد بگم : نه نه داشتم فكر مي كردم ! &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;لعنت به جنگ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;يادش بخير قديما ؛ روزنامه رو كه باز مي كرديم از خونه دار شدن مردم، دادن وامهاي خود اشتغالي،‌ افتتاح پروژه هاي عظيم، آزادي مطبوعات، بازگشايي سينماها و تفريح گاههاي جديد، پايين آمدن نرخ تورم (يا حداقل عدم رشد اون)، تاسيس آموزشگاهها و دانشكده هاي جديد، سفرهاي خارجي يك رئيس جمهور فرهنگي و باشعور، تجهيز شهر و ... مطلب مي خونديم اما امروز يه سري به يك روزنامه معمولي بزنيد: دعواي خونين بر سر چند ليتر بنزين، هزاران كشته و زخمي در انفجار ديروز پاكستان، نرخ وامهاي مسكن افزايش نمي يابد، وام خوداشتغالي تا اطلاع ثانوي به كسي داده نخواهد شد، توهين سياستمداران فرانسه، ايتاليا،‌ انگليس و آلمان به ايراني ها، تعطيلي 11 سينما در شهرستانها، روزنامه ايكس هم تعطيل شد، عاملان بمبگذاري در آرژانتين تحت تعقيب اينترپل، تعطيلي 115 آرايشگاه مردانه به علت اصلاح موي سر به شيوه غربي، طرح زوج و فرد اتومبيلها، برنامه هاي عصر راديو تعديل خواهد شد، وزارت ارشاد به فيلمهاي سينمايي با مضامين موسيقي و عشق مجوز نمي دهد، جنگ در عراق، چاد، جنوب لبنان، افغانستان، شمال تركيه و پاكستان، قطع پياپي برق در صدها شهرستان، پليس موبايل در تهران و مراكز استان آغاز به كار كرد، ويزاي اساتيد دانشگاه تهران براي سفر به آمريكا صادر نشد، كودكان خياباني و دردي به نام اعتياد، زنان خودفروش و فراري سه برابر شدند، بورس آهن و فلزات به افول نزديك شد، خودسوزي 5 جوان در اعتراض به نداشتن آزادي اجتماعي، 50 دانشجوي ديگر براي بازجويي دستگير شدند، سفر رئيس جمهور به فلان كشور به تعويق افتاد، قيمت مسكن در تهران به بالاترين نرخ خود رسيد و ... &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;لعنت به جهل &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;فقط آدمهاي عاقل مي فهمن چي مي گم ! &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;لعنت به استقلال &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ديدن اشكهاي طرفداران استقلال از يك طرف و از دست دادن بهترين موقعيت براي پيروزي از سوي بازيكنان اين تيم از طرف ديگر كم كم عادي شده است. اما كتك خوردن يك خبرنگار در روز شنبه و در محل فدراسيون فوتبال نه كهنه مي شود نه عادي مي شود و نه از بين مي رود. فدراسيون فوتبال هم شده چال ميدون و محلي براي عرض اندام لات و لوت ها ... اين هم بماند ! &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;حرف1)&lt;/STRONG&gt; واي بر من گر تو آن گم كرده ام باشي كه بس دور است بين ما ... كه آنسو غنچه اي شاداب و صدها آرزو بر دل ... &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;حرف2)&lt;/STRONG&gt; از اولين روزهايي كه خاطراتتون رو به ياد مي آريد تا همين الان چند بار با خودتون روراست بودين؟ هنوز نتونستم جوابي براي اين سوالم پيدا كنم ... راستي خداوند وجود دارد؟ راستي نيمه پر ليوان دقيقا كجاست؟ راستي شجاعت يعني آگاهي ؟ پس اگر اينطور باشد شجاعت با عشق تناقض دارد! راستي من عوض شده ام!؟ به هر حال ياد فروغ هم بخير :&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;اگر به خانه من آمدي ، اي مهربان چراغي بياور&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;&lt;STRONG&gt;حرف3)&lt;/STRONG&gt; يك مقام مسئول: غربي ها چشم ديدن ايران را ندارند!‌ جواب پيشنهادي شما چيست؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;الف) خوشگلا بايد برقصن ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;ب) جلوي آينه نرو آينه خجالت مي كشه ماه اگه تو رو ببينه كلي منت مي كشه ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;ج) خدا خيلي از حيوانات رو مي شناخت و به همين دليل بهشون شاخ نداد !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;د)ديگه با ايران رادياتور اينروزها كي مي ره تو غار نديد بديد! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;&lt;STRONG&gt;حرف 4)&lt;/STRONG&gt; يه كم بريم بميرم. نظر مثبت تون چيه !؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Nov 2007 21:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من: گاو ! </title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;تصویر در تصویر&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;-عادت کرده بود شبها به ماه نگاه کنه. البته  من یادش دادم. گفتم ماه عزیزترین هدیه خدا به آدمها بود. مثل گاو ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;موهاتو با چی می شوری !؟ &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;- می گفت:تب فوتبال که بالا می گرفت یعنی دقیقا وقتی همه نشسته بودن و فوتبال می دیدن من و اون می رفتیم کافی شاپ. چون اونجا تنها جایی بود که می تونستم در فاصله یک متری اش بشینم و به موهای صاف و طلایی رنگش خیره بشم. مثل گاو! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;با ضمانت نامه گلدایران!&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;- از وقتی گوشیم رو عوض کردم صداتو بهتر می شنوم. انگار همین نزدیکی هایی انگار می تونم حس کنم ات. فکر کنم تو هم از وقتی فهمیدی گوشی جدید گرفتم با صدای بلند و رسا حرف می زنی که بهم بگی چون سلیقه تو بوده و تو انتخابش کردی باید صداها رو خوب برسونه ! من هم نمی فهمم مثل گاو! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فقط یکبار امتحان کنید!&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;-قول دادم بهش روز تولدم بریم کوه. جاتون خالی خیلی خوش گذشت مخصوصا وقتی داشتیم تو کوه می دویدیم و بدجوری خورد زمین! موقع برگشتن غروب شده بود و هر دوتا خسته بودیم. توی تاکسی سرش رو گذاشته بود روی شونه ام و ... عجب حس فوق العاده ای بود اما حیف که برای من فرقی نداشت مثل گاو! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;خوش طعم و زیبا تن ماهی جنوب !&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;-از خوردن کبابهای رضا لقمه لذت می برد. قرار گذاشته بودیم اوقات بیکاری یه سری به رضا لقمه تو جمهوری بزنیم اما چه حیف که ... مثل گاو !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حرف1-&lt;/STRONG&gt;حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی / ... / من از آنروز که درگیر تو ام آزادم &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;حرف2-&lt;/STRONG&gt; می زنم له تون می کنم اگر فکر کنید من اهل عشق و عاشقی هستم ها!!! ... استقلال هم که به سلامتی سوت شد البته از اولش هم ما اون رو حریف خودمون نمی دونستیم. از این به بعد هم به استقلالی ها با چشم ترحم نگاه می کنیم ! اومدیم تو یه روزنومه ای کار کنیم که پولمون رو سر تاریخ بدن بدتر شد . هنوز هم ... &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;حرف3-&lt;/STRONG&gt; چرا آقای رئیس جمهور در روز بسیج دانش آموزی و در بین دانش آموزان بسیجی از پی بردن به دستهای آلوده اقتصادی سخن گفت ؟ &lt;BR&gt;الف)اگه بهت بگم شاخ می شی! &lt;BR&gt;ب)این که چیزی نیست همسایه ما پلیسه ! &lt;BR&gt;ج) اگه تو این روزها نگه پس کی باید بگه ؟ اصلا به تو چه !&lt;BR&gt;د) تازه قراره روز ملی انرژی هسته ای در مورد کودکان و نیازشان به محبت صحبت کنه! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۴) بخدا یه تکست فوق العاده تو ذهنم هست اما وقت نمی کنم بنویسمش ... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Nov 2007 08:41:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام به تکرار </title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;و اینک من ... &lt;BR&gt;در آستانه &lt;EM&gt;بیست و چهارمین آبان&lt;/EM&gt; زندگیم &lt;BR&gt;و باز هم همان کودکم که تا دیروز بدنبال رویاهایش می دوید ... از امروز به پیش هم همینگونه است ... و تکرار هر چه بود ...&lt;BR&gt;از ابتدا تا امروز&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; و حتی فردا ... شاید 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;می یابد اما ... نمی یابد ... &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 237px; HEIGHT: 310px&quot; height=30 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://irapic.com/uploads/1193092387.jpg&quot; width=343 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;اول آبانماه یکهزار و سیصد و هشتادو شش هجری خورشیدی &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف 1- گرم و زنده بر شنهای تابستان زندگی را بدرود خواهم گفت تا قاصد میلیونها لبخند گردم تابستان مرا در بر خواهد گرفت و دریا دلش را خواهد گشود، زمان در من خواهد مرد و من بر زمان خواهم خفت ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف2- همیشه حس بدی داشتم در مورد روز تولدم اما شاید جالب باشه بدونید یکی از آرزوهام اینه که تو روز تولدم و وسط آب بمیرم ! شاید خیلی خنده دار باشه اما از یک &quot;دام&quot; فرار کردم ... دام عشق !!! راستی روز تولدم ، روز آمار هم هست ... همه چیز مثل همیشه افتضاحه اما من همچنان می خندم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف 3- وقتی که بچه بودم پرواز یک بادبادک می بردم از بامهای سحرخیزی پلک تا نارنجزاران خورشید ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف4- تولدم مبارک ... و خیلی چیزهای دیگه که نمی تونم بگم ! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Oct 2007 19:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نبودن از بودن ارزشمند تر است</title>
<link>http://kavehfc.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>تقدیم به دوستی که اینروزها معتاد ساز اش شده ام ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقر در می زد &lt;BR&gt;کسی خانه بود &lt;BR&gt;کسی که دست هایش آغشته به عشق بود &lt;BR&gt;فقر دوباره در زد &lt;BR&gt;نه ! باید می نواخت ... کاری جز این از دستش نمی آمد &lt;BR&gt;گذشته از روبرویش رژه می رفت &lt;BR&gt;روزهای خوش و بد کودکی و نوجوانی &lt;BR&gt;روزی که اولین بار آن ساز را دید &lt;BR&gt;فقر دوباره در زد &lt;BR&gt;نه! بایستد و از خودت دفاع کن دیوانه ! &lt;BR&gt;همیشه اینطور بوده ... مگر یادت نیست &lt;BR&gt;خاطرات بد و روزهای دلتنگی فدای یکبار کنار همه بودن &lt;BR&gt;فقر دست بردار نبود ... دوباره در زد &lt;BR&gt;نه ! نبازاین ساعات را ... باید بمانی به هر قیمتی است &lt;BR&gt;حتی به قیمت نبودن ! و اینجاست که &quot;نبودن از بودن ارزشمند تر است&quot; &lt;BR&gt;فقر باز هم در زد و باز هم در می زند او همیشه پشت در است ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف ۱- حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد /.../ همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۲- جمعه است و فردا عید می شه اما باید بریم سرکار ... همین ۲ روز از سرمون هم زیاد بود ! ... یکشنبه هم بازی پرسپولیس - استقلال و باید برم استادیوم ... حدیث همون حدیث قدیمیه ... هنوز ثبت نام نکردم دانشگاه ... سرم زیادی شلوغ شده انگار همه کارها رو من باید انجام بدم... امروز یک اتفاق فوق العاده بد افتاد چون کسی می خواست منو امتحان کنه و موفق شد مچم رو بگیره !!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف۳- روز قدس چه روزی است ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف) روز جهانی مبارزه با ایدز ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب) روز جهانی کودک ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج) روز جهانی &quot;فحش خواهر و مادر &quot; !!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د) منی که نام شراب از کتاب می شستم زمانه کاتب دکان می فروشم کرد ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف ۴- دیدید مرده بودم ! &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Oct 2007 14:14:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kavehfc&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>kavehfc</dc:creator>
<guid>http://kavehfc.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
